انتقاد سنت ميخواهد. بيش از آن وضوح. هر چه نخواهد کارگاه ميخواهد و رفتاري انتقادي ميان اعضاي اين کارگاه. که در مباحثهها و مصاحبتها به اشتراکاتي در روش شناسي دسترسي يابند. تا اين روش ِ اشتراکاتي گرفته، در جدالهاي اعضا تدقيق بگيرد. حال تبديل به گونهاي بشود يا نشود؛ امروز نميتوان از آن صحبت کرد. شايد سترونيی سنتي انتقادي در فارسي قابل به اعتراف باشد و يا بي چيزيی تعداد گونههاي نقد در آن. اما اين نيز مورد ادعاست که افرادي اگر بتوانند انتقاد خود را بر بستري با ترمهاي تعريف يافته به حرکت درآورند و در اين تحرک به روششناسيی خود اشراف داشته باشند ديگر قانونن بايد بتوانند سنتي انتقادي بسازد. سنتي که براي ديگراني در آينده رصد کردني مدرسي را مهيا کند. تا به جاي توليد ژنريک منتقديني در آينده، براي آنها امکان رشد دادن به روشها را فراهم کند و توسعه دادن به اسلوبات اين حلقه. حالا اين حلقه باشد يا آن حلقه، اين موضوع باشد و يا آن موضوع. فرقي ندارد و مساله کليست. اگر گفته ميشود که سنت ساخته شده قابل بازيافتي مدرسي باشد به اين معنا نيست که حلقه، حلقهاي مدرسي باشد الزامن. اگر چه مدرسي بودن مردود نيست. حرکتها در فـُرادایشان تا کنون فرایند و جریانی نساختند. این تجربه، ما را بر آن میسازد تا به موضوع نهاد انتقادی بیشتر فکر کنیم. بر اين مبادي که گفته شد بناي "کارگاه نقد" استقرار مييابد. و اعضا بر فارسي بودن و محلي شدن تاکيد دارند. و معتقدند منتقد فارسي بايد به سمت توليد نظريهي انتقاديي فارسي حرکت کند. که از خلال ابتنا بر ترجمه کمتر ميتوان انديشهاي مديد و يا سنتي انتقادي توليد کرد. منظور البته بستن درهاي جهان نيست بلکه مراد اينست که ترجمهانديشي راهگشاي مسالهی ادبيات نيست. روشها البته از رحم سنتی جهانی به بیرون میافتند، و ترجمه در اینجا کارساز است. اما آنجا که مساله انتخاب میشود (و یا ساخته می شود)؛ مسالهی فارسی یکه میماند و اندیشیدن به آن. اميدواریم اين کارگاه بتواند به اهداف مدون دست يابد.
رضا عامري، مرتضا پورحاجي،
خليل درمنکي، فرهاد حيدري
گوران
بهار 86